گفتگوی تاریخ شفاهی حمید احمدی با اکبر اعتماد
از سری فیلم های موضوعی تاریخ شفاهی ایران در قرن بیستم تدوین از آرشیو انجمن مطالعات تاریخ شفاهی ایران (برلین)
از سری فیلم های موضوعی تاریخ شفاهی ایران در قرن بیستم تدوین از آرشیو انجمن مطالعات تاریخ شفاهی ایران (برلین)
وضعیت تاریخی پدید آمده از فرو شکست سرمایه داری معاصر، در شمال مانند جنوب توجه چپ رادیکال را برای داشتن جسارت در ساختن آلترناتیو سیاسی اش در برابر سیستم پا بر جا به خود جلب می کند. موضوع این مقاله سمیر امین عبارت از نشان دادن چرایی این ضرورت و سپس آن چه که از آن در می یابیم خواهد بود.
دستاوردهای مهم بی چون و چرا همانا آغاز نو سازی مدیریت دموکراتیک سیاست (بودجه های مشارکتی، همه پرسی های فسخ کننده و غیره)، برقراری سیاست های اجتماعی اصلاحگر (البته بیش از توزیع دوباره توسعه فعالیت های جدید تولیدی) و سرانجام شناخت خصلت چند ملیتیِ ملت هایِ منطقه آند است. این دستاوردها با کوشش های آمریکای لاتین برای رهایی از قیمومت سیاسی ایالات متحد، که بنا بر دکترین مونروئه فرمول بندی شده بود، در آمیخت. اما شوربختانه این امر بدون کاستن از وابستگی اقتصادی قاره همراه بوده است…
اگر جنبش پیروزمند چپ یونان در گام نخست با پیروزی جنبش های دموکراتیک مردم اسپانیا، پرتغال و قبرس و ایتالیا و فرانسه در آمیزد، آینده فضای اجتماعی و سیاسی اروپا را به شدت به سود صلح و دموکراسی تغییر خواهد داد. هر چند انقلاب اکتبر در روزگار خود نتوانست از پشتیبانی زحمتکشان اروپا برخوردار گردد و با منزوی شدن در خفقان خود فرو رفت، به احتمال، زمینه برای پشتیبانی متقابل جنبش های دموکراتیک زمان ما فراهم تر است.
از سری فیلم های موضوعی تاریخ شفاهی ایران در قرن بیستم ( از مهر 1356 تا اسفند 1357 )
آنچه را که به عنوان یک شرکت در نظر دارید، تدوین کنید و با همکاران تان مرتب درباره آنها بحث و مشورت کنید… به مردم فرصت تلاش دوباره دهید. به جای گشتن و پرسیدن اینکه چه کسی اشتباه کرده، ما می پرسیم «چه شد که سیستم خطا کرد، و ما چه کاری می توانیم بکنیم تا امکان خطاپذیری مان کمتر شود؟…
نقد ایدئولوژی چیست؟ در دید نخست پاسخ به کلی ساده است: نقد ایدئولوژی همان نقد ایدئولوژی ها است. اما ایدئولوژی ها چه هستند؟ این جا نیز پاسخ آسان به نظر می آید: ایدئولوژی ها همانا ایده ها هستند. نه فقط ایده های بی ربط هر فرد، بلکه ایده هایی که خود را (به طور منظم)در رابطه های معین باز می یابند و شکل می دهند.
زمانی مارکس نوشته بود «شبحی در اروپا در گشت و گذار است». اینک پس از دویست سال باز این «شبح» در بسیاری از کشورهای اروپایی به راه افتاده است. پس از پیروزی چپ های یونان، اینک نوبت پودموس در اسپانیا است. این «شبح» خواسته های میلیون ها انسانی است که دهه ها است زیر چرخ سیستم نظامی گرانه و بربرمنشانه نولیبرالی در سراسر جهان له شده و هستی خود را از دست داده اند. این «شبح» آمده است تا خواب از چشمان رژیم های نولیبرال برباید. بشریت دیگر نمی خواهد شاهد توهین نظام های نولیبرال به هوش خود باشد که جنایت و بربریت را به نام «اصلاحات» و «بهینه کردن اقتصادی» می فروشند. بشریت برای نجات کره زمین و آینده خود بپا خاسته است. و این خیزشی است مبارک!
یک اقتصاد سوسیالیستی به اجتماعی شدن مدیریت محدود نمی گردد. سوسیالیسم به درستی سرمایه داری، بدون سرمایه داران نیست. باید ارتباط بین انسان، طبیعت و جامعه را به هم درآمیخت. ادامه دادن این وضع به شکلی که سرمایه داری پیشنهاد می کند، به ویران کردن فرد، طبیعت و مردم بازمی گردد.
23دیماه 1393 یک صد سال از زاد روز م. ا. به آذین می گذرد. به آذین یکی از نویسندگان و هنرمندان آوازه مند میهن ما است که با کار ادبی و هنری و فرهنگی و اجتماعی خود تأثیر بسزایی در اعتلای افکار و اندیشه های پیشرو مردم فرهنگ دوست و آزادی خواه این مرز و بوم داشته است. از این رو، کاملاً بجا و شایسته است که صدمین سال روز تولد این انسان شیفته صلح و آزادی ، چنان که برازنده او ست، برگزار شود و آفریده های ادبی و هنری و اجتماعی او در حد ممکن به جامعه معرفی گردد.
گزارشی از بزرگداشت به آذین و مجموعه ای از لینک های اثرهای او
سانسور کنونی در ایران، که علت وجودی و همه تلاش عملاً غیر مسئول آن، بستن راه بر تأثیر اندیشه های مخالف است، خواه نا خواه جریان مداوم و پرثمر تبادل اندیشه را در سراسر اجتماع دچار اخلال می کند و البته، هر قدر که میدان ترکتازی اش وسیع تر و شدت عملش بیش تر باشد، زیانی که از آن حاصل می شود هنگفت تر است. چه، اندیشه یا هنر یک جانبه ای که به فراغت در چراگاه اختصاصی قدرت روز می چرند فرصت آن نمی یابند که به محک برخورد اندیشه های مخالف، هر دم از نو ارزیابی شوند و خیلی زود – اگر هم روزی رنگ و بویی داشته اند – رنگ پریده و سست و بی جان می شوند. و چون در همان حال مجال عرضه و انتشار بر اندیشه و هنر مخالف تنگ گرفته می شود، مردم، خاصه جوانان که در بحبوحه رشد...
ضرورت آزادی در هنرمند با شدت و عمقی بیشتر از هر کس در کار است؛ چه، کمال هنر در آزادی بیان هنری است. هر چه که این آزادی را محدود کند، اگر به جبر و اکراه باشد هنر را مثله می کند و رشد آن را به خطر می افکند، و اگر اختیاری باشد، هنر را از صداقت دور می دارد. برای هنرمند، آزادی بیان هنری، مرز زندگی است، اما برای قدرتی که با آزادی سر ناسازگاری دارد، مرز بد گمانی است. و قدرت بد گمان همیشه نا برد بار و تنگ افق و تجاوز پیشه بوده است، در تمام طول تاریخ ...
هر نظام اقتصادی سیاسی مبتنی بر بهره کشی انسان از انسان، تضادهای خود را دارد و در دل خود نیرویی را می پروراند که در یک نبرد جانکاه در نهایت به مرورجای خود را به آن می دهد. نظام سرمایه داری موجود وحشیانه ترین سیستم استثمار انسان و تخریب طبیعت را در اختیار دارد و با استفاده از انواع ابزارهای تحمیل و تحمیق توانسته است قرنها غارتگری خود را ادامه داده و توجیه نماید. همه ی ما در شگفتیم که چه شد که سوسیالیسم موجود در قرن گذشته نهایتا کارش به شکست انجامید، جواب خیلی ساده است. مالکیت همگانی باید از ریشه و در میان مردم و در دل محلات و آمیخته با نیازهای روزمره وضروری وخیلی ساده ایجاد شود…
یک درس مهم از بحران اقتصادی جهانی پس از سال 2008 آن است که بازارها خودتنظیم گر نیستند ... پذیرش زندگی اسراف آمیز و مادی گرایانه به سبک آمریکایی، برای چین –و سراسر سیاره ما- یک فاجعه خواهد بود... سرمایه گذاری های بیشتر -از راه افزایش مالیات ها- در روند شهری سازی، امور بهداشتی و آموزشی می توانند در آن واحد به رشد بیانجامند، وضعیت زیست محیطی را بهبود بخشند و از نابرابری ها بکاهند. اگر چین در اجرای این برنامه ها موفق شود، وضع چین و کل جهان بهتر خواهد شد.
نابرابری مفرط موجود در برخی کشورها نتیجه ناگزیر نیروها و قانون های اقتصادی نیست. با سیاستی درست –مانند ایجاد شبکه های دوامدار تامین اجتماعی، مالیات گیری تصاعدی و تنظیم بهتر [بویژه در بخش مالی] - می توان این گرایش ویرانگر را معکوس کرد. برای ایجاد اراده سیاسی لازم جهت چنین اصلاحاتی، می بایست بر ضد بی تحرکی و انفعال تصمیم گیرندگان سیاسی، با اتکاء به نمونه های نابرابری و پیامدهای فاجعه بار آن برای کودکان مان به مقابله برخیزیم. ما می توانیم محرومیت های کودکان را تخفیف داده و میزان برابری امکانات را افزایش دهیم و از این طریق سنگ بنایی برای یک آینده عادلانه تر و موفقیت آمیزتر نهیم
«حاکمیت جهانی انحصارات» که در گذشته در بسیاری فیلم ها و رمان ها، بخشاً بصورت واقع گرایانه و بخشاً بصورت مبالغه آمیز، مطرح شده بود، بوسیله تفتا به واقعیت بدل خواهد شد… به این ترتیب حکومت های انتخاب شده، بی قدرت شده، دمکراسی ریشه کن خواهد شد و از شهروندان سلب صلاحیت خواهد شد. آن «نظم نوین جهانی» که در گذشته بارها از آن سخن می رفت، سرانجام از راه تفتا بصورت قطع و یقین برپا خواهد شد.
علم فرضی اقتصاد که در دانشگاه های غربی و به ویژه در ایالات متحد درس داده می شود، استوار بر یک فرض است: «انسان اقتصادی» (Homo oeconomicus) موجودی بشری است که بیگانه با تحول در تاریخ است و امروز با آن چه که در پنج هزار سال پیش بود، یکی است و همه جا در روی سیاره همان بوده است و خواهد بود و در همه عصرها به این یا آن ملت یا مردم خاص، به این یا آن طبقه اجتماعی که ملت از آن تشکیل شده، تعلق ندارد. بنابر این، بی توجه به این که او کارفرما، مالک یک کارخانه یا یک بانک، کارگر یا دهقان خرده پا باشد، باز همان «انسان اقتصادی» مطرح می شود
با سرمایه گذاری در بورس در صورتی که برنده باشید نه بازنده، پول به دست می آورید. اما چیزی نمی آفرینید. کسانی که می آفرینند، کسانی هستند که تولید می کنند. البته، مارکس پیش از این، این را نوشت. از خود بیگانگی، چیزی که او آن را «از خود بیگانگی» می نامد، این باور است که پول توسط خودش فزونی می یابد. این یک باور بورژوایی است. شوربختانه این باور وسیعاً در افکار عمومی رواج یافته است. اما این باور، نادرست است. پول افزوده ها را نمی آفریند، این تولید است که فزونی می یابد. «افزوده های» پول فقط برداشت از تولید انجام یافته در بخش های تولیدی اند.
این بحث ها [مسئله «پروژه فرمانروا»] برای مردم و دولت های جهان معاصر از حیث سازماندهی دوباره گزینش سیاست ها به شیوه ای که به آن ها امکان دهد که از جهانی شدن یک جانبه تحمیلی انحصارهای مرکزها ی امپریالیستی تاریخی فاصله بگیرند و خود را در ردیف بازیگران فعال در ساختمان جهان و به کار انداختن شکل های توسعه جدید، عادلانه و پایدار قرار دهند، ضرورت دارد.