برگرفته از سایت اخبار روز
هرشب وقتی سرم را بر زمین می گذارم، فقط فکر هفت دهان باز، که باید برایشان نان برسانم، دیوانه ام می کند باور کنید حتا به درس و تحصیل ولباس و سر و وضع شان فکر نمی کنم فقط به شکم شان. بالاخره باید یه طوری سیر شوند ...
هرشب وقتی سرم را بر زمین می گذارم، فقط فکر هفت دهان باز، که باید برایشان نان برسانم، دیوانه ام می کند باور کنید حتا به درس و تحصیل ولباس و سر و وضع شان فکر نمی کنم فقط به شکم شان. بالاخره باید یه طوری سیر شوند ...
ما مسبب اوضاع کنونی کشور نیستیم که امروز بخواهیم تاوان آنرا با تحمیل گرسنگی مطلق بر خانواده هایمان بدهیم. اوضاع کنونی به نحو بی سابقه ای غیرقابل تحمل است. مجلسیان در مقابل چشمان ما کارگران و عموم توده های مردم ایران احترام دزدان و غارتگران دسترنج ما و ثروتهای اجتماعی را نگه میدارند و قوه قضائیه و نمایندگان دولت در هفت تپه و فولاد اهواز و در جای جای کشور با سرکوب اعتراضات بر حق ما کارگران پشت غارتگران به صف شده اند. آیا راهی جز دست بردن ما کارگران به اعتصابات و اعتراضات متحدانه و سراسری باقی مانده است؟
کارگران و زحمتکشان ایرانی چگونه باید گذران کنند هنگامیکه تا 9 ماه دستمزدی دریافت نمی کنند. آیا اداره و دستگاهی وجود دارد که به این امر رسیدگی کند . با توجه به اینکه اکثریت مطلق واحدهای کاری در رشته های گوناگون بی بهره از هرگونه سازمان صنفی مستقل هستند مزد و حقوق بگیران ایرانی در برابر کافرمایان دولتی و خصوصی و خصولتی کاملن بی پناه و خلع سلاح هستند و تنها واکنش های اعتصابی می تواند برای دست یابی به حقوق های پرداخته نشده موثر واقع شوند.
امین وعده میدهد که موج جدیدی در راه است و می گوید که ما در حال حاضر در دورهی «میان - موجی» هستیم. به سخنِ معروف گرامشی اشاره میکند که «جهان قدیم در حال مرگ است، جهان نو در تقلای زایش است، و هیولاها از خلالِ سایه روشنها پدیدار میشوند» و می گوید در این دورانِ سکونِ میان – موجی هیولاها در شکل و شمایل شخصیتهای سیاسی و تاریخی ظهور میکنند.
به اطلاع می رسانیم که نهادهای دولتی-امنیتی، وزارت کار و مدیریت شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در هفته های اخیر اقداماتی را برای بوجود آوردن سندیکایی دولتی، تقلبی و صوری در برابر سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، با هدف پیشبرد سرکوب تشکلات مستقل کارگری آغاز کرده اند. بدیهی است که سندیکای کارگران شرکت واحد با قدرت و بیداری همیشگی، همزمان با اینکه دست اندرکار برگزاری مجمع عمومی خود است، همچنین از این اقدامات ضد کارگری عبور خواهد کرد و با توان بیشتر در راه کسب مطالبات کارگران شرکت واحد و جنبش مستقل کارگری ایران کوشا خواهد بود.
به عقیده پرفسور آبراهیمیان عقل جمعی بر این باور است که کودتا در موقعیت و بستر جنگ سرد یا ترس از کمونیسم و مواردی از این دست روی داد. اما او معتقد است که هیچ وقت هیچ ترس ذاتی از کمونیسم وجود نداشت و آن کسانی که تصمیم به کودتا گرفتند به خوبی می دانستند که خطری از ناحیه کمونیسم در کار نیست.
پیرامون بحث در باره جهانی شدن ساختاری و جهانی شدن ایدئولوژیک (به ویژه نولیبرالیسم) شایسته است، گلچینی از فرمولبندی های زبده تئوری پردازان جهان را در این زمینه از نظر خوانندگان عزیز بگذرانیم:
احمد یک کارگر فصلیست که فصول گرم سال در کورهپزخانههای اطراف تبریز کار میکند؛ احمد محل زندگیاش هم مثل کارش، فصلی تغییر میکند؛ او خانهاش روی دوشش است؛ همراه خانواده از مهاباد به تبریز میروند و در آلونکهای اطراف کوره های آجرپزی، چند ماه از سال را زندگی میکنند؛ در واقع هم خانوادگی در کورهها کار میکنند و هم همانجا زندگی میکنند. این دست کارگران مشکلات و مصائبِ بسیار دارند؛ بیمه کارگرانِ کوره پزخانهها مرتب نیست؛ در بهترین حالت اگر کارفرماها طفره نروند و به قانون تمکین کنند، فقط برای چند ماه از سال حق بیمه واریز میشود؛ به همین دلیل است که کارگر کورهپز داریم که چهل سال و اندی کار کرده ولی هنوز بازنشست نشده چراکه هنوز به اندازه سی ...
به لطف و مهربانی دوست نازنینی، یک نسخه از شماره اول مجله " ایشیق" چاپی که بخشی از نوشته های مندرج در سایت اینترنتی "ایشیق" است و تاریخ اردیبهشت وفروردین 1397 را بر پیشانی خود دارد بدستم رسید. در این شماره مجله ایشیق، مطالب متنوع، جالب و خواندنی بسیاری درج شده است، از مطالب مندرج در این شماره مطلبی است با عنوان "من ماندم و تارم!" که خاطراتی است از دوران آموزگاری استاد بهروز دولت آبادی ( چای اوغلی)، شاعر و موسیقی دان خوشنام میهنمان و نیز دوستان و ودوستان همکاران نزدیکش صمد بهرنگی، بهروز دهقانی و کاظم سعادتی، در دهه چهل شمسی.
گزارشی دردناک از زندگی انسان ها در کشوری که روی دریایی از نفت و ثروت های طبیعی قرار گرفته؛ ثروتی که توسط سران فاسد حکومت جمهوری اسلامی چپاول می شود.
هرچه فرو میروی تعداد آدمها بیشتر میشود، در گودالی گیر کردهایم؛ مملو از آدم، بین زبالههایی تلمبار شده روی زمین که از دور نمیتوان آنها را از هم تمایز داد، اما هرچه فاصله کمتر میشود؛ بوی نامطبوع، تیزی سرنگها، موشهای مرده و بوی مدفوع انسانی بیشتر میشود.
جهان دائمن در حال گسترش است. فاصله ی بین کهکشان ها افزایش می یابد. خوشه های کهکشانی از یک دیگر دور می شوند و فضای خالی بین این اجسام بیشتر و بیشتر می شود. اخترشناسان این فرآیند را در دهه ی 20 میلادی کشف کردند. علاوه بر آن امروزه دانشمندان می دانند که این روند نه تنها به تدریج آهسته نمی شود بلکه حتی به سرعت در حال شتاب گرفتن است. دو کهکشان دل خواه که دقایقی پیش با سرعت مشخصی از یکدیگر دور می شدند، اینک با سرعت بیشتری از یک دیگر رانده می شوند. نیرویی جهان را از هم می پاشاند. اما چگونه؟ نظریه پردازان حتی دو دهه پس از کشف این پدیده، هنوز نتوانسته اند آن را درک کنند. اینک آزمایش های جدید می خواهند در این زمینه شفافیت ایجاد کنند.
موضوع بحث من در مقالهی حاضر مشخصاً پیآمد نقشآفرینی حجم عظیم نقدینگی در اقتصاد ایران و تشریح زیانبارترین و تبیین کمزیانترین شیوههای رویارویی با آن است. ابتدا نشان خواهم داد چرا این حجم از نقدینگی دقیقاً در برههی کنونی به عامل تعیینکنندهای در کموکیف حیات اجتماعی در ایران تبدیل شده است. شرح خواهم داد که چرا ضرورت گریزناپذیر تعیین تکلیف با این حجم از نقدینگی عملاً جامعهی ایرانی را با انتخاب عمیقاً سیاسیِ سرنوشتسازی مواجه کرده است که، چه با استمرار نظام سیاسی کنونی و چه با قدرتگیری نیروهای سیاسی دیگری، کموکیف حیات اجتماعی آتی در این سرزمین را بهنوبهیخود رقم خواهد زد. سپس چشمانداز دو نحوهی رویارویی با این حجم عظیم از نقدینگی ...
در واقع جهانی که ما در آن زندگی می کنیم نباید وجود داشته باشد. درختان؟ به هیچ وجه. درخشش خورشید؟ هرگز. انسان ها؟ بخصوص هرگز. اگر حرف فیزیک دانان نظری را باور کنیم، جهان ما می بایست مدت کوتاهی پس از مهبانگ -فریاد وحشتناک و غیرقابل تحملِ تولد جهان- به هیچ، به عبارت دقیق تر به صاعقه ای از انرژی انحلال یابد. زیرا طبق نظریه ی کوانتومی، همه ی اشیای فیزیکی از هیچ، بصورت جفتی از ذرات و پادذرات بوجود آمدند. و هر ذره ی شکل یافته ای، با همزاد بدسرشت و دارای بار مخالف با خود، برخورد کرده و هر دوی آنها بدون هیچ مقاومتی یکدیگر را جذب کرده و متقابلن نابود می کردند. پایانی همراه با یک آتش بازی. فیزیک دانان این همزاد بدسرشت را پادماده می نامند.
سمیر امین، دانشمند برجسته مارکس شناس و منتقد پیگیر نظام سرمایه داری درگذشت!
با کمال تاسف مطلع شدیم که سمیر امین، یکی از نظریه پردازان جنبش چپ جهانی، زندگی را بدرود گفت.
"دیالکتیک منطق کشف پی کاوانه رابطه های ژرف پدیده ها در طبیعت و جامعه است" م.ب
پس از بررسی پیش فرض های فلسفه، حال باید این پیش فرض ها را با درونمایه های کلاسیک معرفت شناسی که از دیدگاه روش شناسانه بررسی می گردد، پیوند داد. در ارتباط با روش، مارکس در کاپیتال از «روش دیالک تیک من» سخن می گوید. از سوی دیگر اشاره به «روش دیالک تیک» نشان می دهد که مسئله عبارت از هر روشی نیست. مارکس از آن بعنوان اسلوب علمی خود یاد می کند. اما عجیب این است که این دیالک تیک شاه بیت تئوری مارکس است و ما هرگز آن را نمی بینیم؛ بلکه آن را نزد انگلس می بینیم که کوشیده است دیالک تیک طبیعت نه دیالک تیک نزد مارکس را به رشته تحریر در آورد.
در حال حاضر متأسفانه درعمل فاصلهی زیادی با همسویی بین چپ و لیبرال داریم. بخشی از جریانات چپ بر صف مستقل خود و با امید به انقلاب بلافاصله پرولتری حتی حاضر به همکاری با یکدیگر نیستند، چه رسد به لیبرالها که آنها را در هر حال دشمن تلقی میکنند. حتی با احتمال زیاد لزوما همه دوستانی که در رابطه با برخورد گذشته به امیر انتظام از خود انتقاد کردند، ممکن است که موافقتی با نظریه ضرورت همکاری با لیبرالها برای استقرار دموکراسی نداشته باشند. این وضعیت در مورد لیبرالها بهمراتب بدتر است. اگر بعضی چپها در این رابطه از خود انتقادی کردهاند، تا آن جا که من اطلاع دارم، هیچ شخصیت لیبرالی در مورد سهم بزرگی که در به روی کار آوردن رژیم اسلامی داشته و یا د...
مشخصههای جامعهی پساسرمایهداری عبارتند ازعملی بودن، دموکراتیک بودن، و جهانی بودن. این نظام پساسرمایهداری باید بتواند یک کلیتِ متشکل از چهار جنبهی مرتبطِ توسعهی ملی، یعنی، رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی، تعادل زیستمحیطی، و دموکراسی سیاسی را به شکلی فزاینده بهینهسازی کند. این فرایند به یک دولتِ دموکراتیک، عدالتخواه، سکولار، و مشارکتی نیاز دارد که درهماهمنگی با شوراهای محیط کار و شوراهای محله، ناحیه، و منطقهای، برنامهها و سیاستهای خود را تعیین و به مورد اجرا درآورد. استقرار کامل نظام سوسیالیستی نیاز به یک زمینهی جهانی دارد، زیرا استقرارسوسیالیسم در یک کشور میسر نیست.
آخرین کتاب هاروی با عنوان «مارکس، سرمایه، و جنون خرد اقتصادی» راهنمای کمحجمتر سه مجلد «سرمایه» است. او در این کتاب سراغ عقلانیتستیزی بنیادین نظام سرمایهداری میرود. دیوید هاروی در مصاحبه با مجله ی ژاکوبن به مسائل مطرح در کتاب اخیر خود، نیروهای خلاقه و مخرب سرمایه، تغییر اقلیمی و اهمیت کتاب «سرمایه» پرداخته است
روایتی فارسی که ما از «بشردوستان ژندهپوش» در اختیار داشتهایم آینهای است از برخی تقلیلگراییها از اندیشههای سوسیالیستی در ذهن و زبان و روان ما، تقلیلگراییهایی که به این یا آن شکل کماکان در روایتهای ما از سوسیالیسم غلبه دارد … خواهم کوشید چنین تقلیلگراییهایی را نیز در آینهی روایت فارسیِ «بشردوستان ژندهپوش» اجمالاً صورتبندی کنم ...
پرسش: معیارهای مهم برای انتخاب کتاب چیستند؟
پاسخ: کتاب مورد نظر الف: کدام موضوع نو ؛
ب: چه مقدار آگاهی در باره موضوع عنوان خود عرضه می کند.
مطلب حاضر به معرفی کتاب آقای حسین الاهی اختصاص دارد.