همه هستی، از ته تیره خاک تا روشنای آسمان، طربخانه زندگی است .غور در پدیده های طبیعت، کشف نظم قانونمندِ ترکیبِ هستیِ بیجان، روند تکامل از موجودات ذره ای تا به انسان هوشمند و روابط زنده و معقولی که بین اینهاهمه در کار است و تصور اینکه اینها همه ما هستیم، شگفت آور و شور انگیز است.
گیاه شیره زمین را از دل تیره خاک میمکد و در آفتاب میپرورد و مائده حیات انسان و حیوان را فراهم میآورد. افراد حیوان از هم و با هم زیست میکنند. اما آدم هر چند که از طبیعت زاده شده بجای آنکه پرستار مادر باشد به راه تخریب آن درآمده به کشتار انواع خود دست میبرد . . .
چرا و از کجا است که بدی در کار انسانی که از جان و خرد طبیعت صورت بسته، نفوذ کرده است؟ انسانی که به یاری ...