تداوم افزایش هزینه های سرسام آورنظامی در جهان چند قطبی
عیسی پهلوان

30.05.2021

دگرگونی های احتمالی در سیاست بین المللی آمریکا پس ازرفتن دونالد ترامپ از کاخ سفید شاید امکانی برای کاهش هرچند اندک تنش ها درجهان و منطقه ی پر آشوب خاورمیانه فراهم سازد. اگرچه با توجه به چالش های موجود درجهان چند قطبی کنونی انتظار چندانی برای کاهش هزینه های نظامی در جهان تا چه رسد به برقراری صلح پایدار نمی توان داشت. اما به رغم همه ی آنچه که امروز درجهان شاهدیم، باید برای کاهش هزینه های نظامی وخلع سلاح عمومی و جهانی عاری از سلاح هسته ای و برقراری صلح جهانی پایدار مبارزه کرد، باشد تا روزی این هزینه های هزارها میلیارد دلاری نه برای تولید جنگ افزار و نگهداری ارتش ها و جنگ میان دولت ها ونابودی انسان ها ، بلکه برای بهبود زندگی آدمیان و تامین کار وبهداشت و درمان و آموزش و رشد فرهنگ اختصاص یابد.

با آنکه بسیاری از مردم جهان درسال 2020 به سبب گسترش پاندمی کرونا با دشواری های فراوانی از نظر تندرستی و گذران زندگی روبرو شدند و موجهای بیماری و بیکاری و ناامنی شغلی بسیاری از کشورها را درنوردید و فقر و کمبود درآمد بر سر بسیاری از افراد و خانواده ها در کشورهای گوناگون سایه افکند، اما آمار های منتشر شده از جمله از سوی یک نهاد پژوهشی سوِئدی نشان می دهد که هزینه های نظامی درجهان درسال 2020 نه تنها کاستی نپذ یرفت بلکه حدود 2.6 درصد افزایش یافت. ارتش ها وصنایع نظامی و مرکزهای مالی همپیوند با آنها و نیروهای سیاسی و حکومت ها همچون عضوهای ارکستری هماهنگ در یک بازی پرخرج شرکت داشتند. نظامی گری و تدارک جنگ در دوران کنونی  تنها در خدمت امر سیاسی وپیشبرد سیاست نیست بلکه چونان پدیده ای برای خود و وابسته به منافع گروه ها وکنسرن ها و نهادها و قشر های مرتبط عمل می کند، البته در راستای استراتژی داخلی و جهانی  نیروهای اصلی قدرت در هرکشوری.

با آنکه دولت آمریکا و چین و هند و انگستان و روسیه که دارای بالاترین هزینه های نظامی سال 2020 بودند درهیچ جنگ بزرگ و فراگیری درگیر نبودند، اما همه به نسبت سال 2019 بر هزینه های نظامی شان افزودند. درسال 2020 هزینه های نظامی در جهان به رقم چشمگیر 1981 میلیارد دلار رسید که نسبت به سال 2019 با هزینه 1917 میلیارد دلاری، افزایشی  2،6 درصدی را نشان می دهد. کشورهای آمریکا، چین ، هند، روسیه، انگستان، عربستان سعودی، آلمان، فرانسه، ژاپن و کره جنوبی 10 کشوری هستند که بیشترین هزینه ها را بخود اختصاص داده اند.

آمریکا  بیشترین سهم هزینه ها را با مبلغ 778 میلیارد دلار داراست که افزایشی 4،4 درصدی را نسبت به سال 2019  نشان می دهد. سهم آمریکا در صرف هزینه های نظامی  39 درصد کل بودجه های نظامی جهان و به تنهایی برابر مجموع هزینه های نظامی 12 کشور بعدی جدول هزینه هاست . بیشترین سهم مصرفی این بودجه عظیم در بخش های سلاح های اتمی و ناوهای جنگی و نیروی هوایی بکار رفت. حکومت آمریکا با اختصاص این حجم عظیم هزینه نظامی می کوشد همچنان موقعیت برتر نظامی و ژئوپلیتیک خود و کنترل اقیانوس ها و شاهراه های دریایی را حفظ کند.

چین بودجه نظامی اش را در سال گذشته به 252 میلیارد دلار رساند و همچون سال 2019 در رده دوم  قرار گرفت. حکومت چین می کوشد عقب افتادگی های نظامی اش را جبران کند ومانند یک قدرت نظامی بزرگ در گستره سیاست جهانی چهره بنماید، ازاینرو در 25 سال گذشته همواره بر بودجه نظامی سالانه اش افزوده و اینک با اختصاص 13 درصدی کل هزینه های نظامی جهان، پس از آمریکا بیشترین بودجه نظامی در جهان را بخود اختصاص داده است. مدرن سازی سلاح های اتمی و ناوگان دریایی و نیروی هوایی ازالویت های برنامه استراتژیک نظامی حکومت چین است. چین که خود را در کنار امریکا و اتحادیه اروپا یکی از قطب های اصلی جهان می داند، در گستره نظامی هم، مانند عرصه های اقتصادی و تکنولوژی و ژئوپلیتیکی می کوشد موقعیت خود رادر جهان چند قطبی تقویت کند.

هندوستان با بودجه نظامی 72،9 میلیارد دلاردرسال 2020 پس از چین در رده سوم قرار گرفت وبه هزینه های نظامی اش  2،1 درصد افزود. دولت راستگرا وناسونالیست  مودی با تکیه بر رقابت با دولت های همسایه اش ، چین و پاکستان و درگیری برسر کشمیرو کوشش برای یافتن جایگاهی مهمتر و تاثیر گذار تر در جهان چند قطبی کنونی برافزایش قدرت نظامی هند تاکید می ورزد. جمعیت و اقتصاد رو به رشد و دارابودن سلاح اتمی به بلند پروازی های دولت هند دامن می زند.

روسیه با هزینه نظامی 61،7 میلیار دلاری در سال 2020 در رده چهارم قرار گرفت و 2،5 درصد بر بودجه نظامی خود افزود. دخالت نظامی در سوریه و افزایش تنش ها با دولت اوکراین و چالش های اتمی با آمریکا بر بودجه نظامی روسیه و افزایش آن در سال گذشته تاثیر گذار بودند. روسیه که از نظر اقتصادی و تکنولوژی و جمعیتی و ژئوپلیتیک درعرصه شطرنج جهانی از اهمیت درجه اول برخوردارنیست، می کوشد به عنوان یک قدرت بزرگ نظامی واتمی همچنان در سیاست و ژئوپلیتیک جهانی نقش ایفا کند.

انگلستان درسال 2020 مبلغ 59،2  میلیارد دلارهزینه نظامی داشت ودر رده پنجم در جهان قرارگرفت وعربستان سعودی هم با اختصاص بودجه 57،5 میلیارد دلاری در مرتبه ششم قرار داشت که به سبب افت بهای نفت مجبور شد ازهزینه های نظامی خود حدود 10 درصد بکاهد. عربستان بیشترین سهم هزینه نظامی در خاورمیانه را دارد و بزرگترین واردکننده سلاح در منطقه است.  آلمان با هزینه نظامی 52،8 میلیارد دلاری در رده هفتم قرار داشت و به نسبت سال 2019 بر بودجه نظامی اش 5 در صد افزود که این افزایش بودجه و هزینه نظامی را بویژه فشارهای چند ساله دولت ترامپ بر هم پیمانان ناتویی آمریکا و از جمله آلمان سبب ساز بود.

کشورهای آفریقایی با جمعیت 1300 میلیون نفری، هزینه ی نظامی حدود 40 میلیار دلار داشتند و کشورهای آمریکای لاتین با جمعیتی حدود 650 میلیون نفر، هزینه ی نظامی شان 52 میلیارد دلار بود که 26 میلیارد دلار آن به کشور برزیل با جمعیتی حدود 210 میلیون نفر اختصاص داشت. دولت اسرائیل در رتبه چهاردهم وترکیه شانزدهم بودند وجمهوری اسلامی ایران با 16 میلیارد دلار در رتبه هجدهم جدول هزینه های نظامی قرار دارد. اگر هزینه های پنهان نظامی جمهوری اسلامی هم درنظرگرفته شود براین مبلغ باید مقداری افزود. بخش مهمی ازهزینه های نظامی جمهوری اسلامی صرف پیشبرد برنامه موشکی سپاه پاسداران ودخالت های نظامی و امنیتی سپاه قدس در خارج از کشور و بویژه درعراق و سوریه و لبنان و یمن و همچنین خرج بسیج وسپاه در داخل جهت سرکوب مردم ایران می شود. جمهوری اسلامی از آغاز پایه گذاری درراستای کشورگشایی شیعی و صدور حکومت اسلامی به دیگر کشورها و اسرائیل ستیزی آشکار، به نظامی گری و گسترش و تقویت نیروی نظامی اش اهمیتی ویژه می داده وتشکیل سپاه پاسداران و بعدها سپاه قدس درهمین راستا بوده است. ادامه ی نابخردانه جنگ ایران و عراق، دخالت درجنگ داخلی لبنان با کمک نظامی و مالی به حزب الله لبنان ، دخالت نظامی در عراق بصورت جنگ نیابتی وفرستادن سپاه قدس به سوریه برای پشتیبانی از بشاراسد و کمک نظامی به حوثی های یمن، دخالت های مقطعی در افغانستان در چهار دهه ی گذشته وصرف هزینه های ده ها میلیارد دلاری در زمینه انرژی هساته ای برای دستیابی احتمالی به سلاح هسته ای، نشانه های بارز  نظامی گری وجنگ طلبی همه سویه جمهوری اسلامی است که هیچ پیوندی با منافع ملی ایرانیان ندارد وبه روشنی برضد آن عمل می کند.

روند صادرات اسلحه هم درجهان درسال 2020 همانند گذشته ادامه داشت و فاجعه جهانی پاندمی کرونا و پیامدهای ویرانگر اقتصادی و انسانی آن که سبب بیکاری 250 میلیون نفر در سراسرجهان شد تاثیری بر حجم صادرات اسلحه نگذاشت و در حد سال 2019 باقی ماند. 5 کشورآمریکا، فرانسه ، آلمان ، چین و روسیه همانند سال 2019 بزرگترین صادرکنندگان سلاح درجهان بودند. آمریکا سهم 32 درصدی اش درسال 2019 از مجموع صادرات اسلحه در جهان را درسال 2020 حتی به 37 درصد رساند که بخش بزرگی از آن به خاورمیانه صادر شد. حکومت ارتجاعی عربستان سعودی همانند سالهای پیش بزرگترین خریدار سلاح در منطقه بود. فرانسه هم بر حجم صادرات نظامی اش افزود.

مبلع نجومی تقریبا 2000 میلیارد دلاری هزینه های نظامی سال 2020 در جهان، بی آنکه جنگی میان کشورها رخ داده باشد نشان می دهد که مرکزهای اصلی قدرت بویژه در کشورهای قدرتمند جهان با صرف این هزینه ها از یکسو در خدمت شبکه های بین المللی سرمایه و صنایع بزرگ نظامی و ارتش ها و شبکه های وابسته به آنها عمل می کنند و از دیگر سو با ذخیره ونوسازی سلاح های اتمی و زیردریایی ها و ناوهای هواپیما بر وجنگنده های بسیار مدرن و پهپادهای بی سرنشین ، خود را برای چالش های ژئوپلیتیکی و رویارویی ها و جنگ های احتمالی آینده آماده می سازند و وضعیت فاجعه بار جهان ودشواری های برخاسته از پاندمی کرونا هیچگونه تاثیری بر این نقشه ها وپروژه های استراتژیک نداشته است. گویی همه ی آرزوها و پیش بینی های انساندوستانه آزادی خواهان و عدالت جویان برای بهبود اوضاع جهان و برقراری مناسباتی انسانی تر با درس آموزی از فاجعه جهانی پاندمی کرونا زدن نقشی بر آب بوده است.

آلبرت اینشتین فیزیکدان پرآوازه سده بیستم، پس از پایان جنگ جهانی اول ودیدن ویرانی ها و آسیب های بزرگ انسانی برآمده از جنگ ، در سال 1932در نامه ای به زیگموند فروید دیگر دانشمند نامی هم عصرخود از اوپرسید که آیا برای بشریت راه نجاتی در برابر فاجعه ی شوم جنگ وجود دارد؟ فروید در پاسخ به آلبرت اینشتین نوشت : „نمی دانم، اما شاید خیالبافی نباشد اگربه تاثیر دوعاملی امید ببندیم که در آینده ای نه چندان دور به جنگ و جنگ طلبی پایان خواهند داد، یکی، رشد فرهنگی و دیگری، ترس موجه از جنگ آینده. البته نمی توان حدس زد که این راه ازچه پیچ وخم هایی خواهد گذشت، اما به جرئت می توان گفت، هر آنچه رشد وپیشرفت فرهنگی را شتاب بخشد، بی گمان کاربردی مثبت علیه جنگ خواهد داشت.“ فروید برآن بود که برآشفتگی بسیاری از آدمیان از جنگ ونتیجه های شوم آن به سبب رشد و پیشرفت فرهنگی انسان است زیرا انسانها دریافته اند که جنگ، زندگی ها را نابود وآدمی را به دامگه مرگ ونیستی می برد و همه ی ره آوردهای مادی بدست آمده ازتلاش وکوشش و کارشان را ویران می کند. از دیدگاه فروید مخالفت با جنگ و جنگ افروی و داشتن حساسیت جدی در این زمینه نتیجه فرایند رشد فرهنگی انسان و توانمندی بیشترخرد انسانی وچیرگی آن بر پاره ای ازغریزه هاست.

جنگ افزارهای بسیار مدرن هوایی، دریایی و زمینی کنونی که با کاربست هوش مصنوعی و روبوتیک برخطر ویرانگری ها بشدت افزوده اند وهمچنین مدرن سازی سلاح های میکروبی و شیمیایی و اتمی، به ترس ازجنگ درمیان انسان ها یبیشتراز گذشته دامن میزنند، این عامل می تواند در مخالفت با نظامی گری و جنگ طلبی وجنگ افروزی تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد. عامل پیشرفت فرهنگی انسان که روندی درازمدت و دراز آهنگ است و در میان ملت های گوناگون شتابی متفاوت دارد اگر چه بر پایه دیدگاه فروید تاثیری گذاری بنیادی تروجدی تری برصلح خواهی آدمیان می تواند داشته باشد اما به یکبارگی وبا شتاب نخواهد بود و روندی آهسته و آرام  است.

باتوجه به اینکه عامل های سه گانه ی، نظامی گری سودورزانه و جنگ طلبی و جنگ افروزی با اقتصاد ومنافع گروه های معین اجتماعی وامر سیاست – چه داخلی و چه جهانی – سرو کار دارد مبارزه با آنها موضوع سیاسی روز و کنش های سیاسی روز مره هم هست و تاثیرات کوتاه و میان مدت مبارزه ی سیاسی و اجتماعی حتی از دوعامل ترس و فرهنگ مورد نظر زیگموند فروید بیشتراست.

پیش از فروید امانوئل کانت فیلسوف فرهیخته ی دوران روشنگری به اندیشه ورزی در باره ی جنگ و صلح پرداخت و در رساله ی کوچک و پر مایه اش “ صلح ابدی ، یک طرح فلسفی“ به بررسی چگونگی برقراری صلح پایدارمیان کشورها درآینده، دست یازید. او درگام نخست، پیش شرط های صلح ابدی را اینگونه برشمرد:

  1. عهده نامه ی صلحی که با پیش شرط پنهان برای تدارک جنگ در آینده همراه باشد نباید معتبرشمرده شود.
  2. هیچ کشور بزرگ ویا کوچک مستقلی نمی تواند ازسوی کشوردیگری از راه ارث ، مبادله ، خرید ویا بخشش فراچنگ آید.
  3. ارتش های آماده باید به تدریج منحل شوند.
  4. هیچگونه قرارداد وام گیری درپیوند با روابط خارجی دولت ها، نباید بسته شود.
  5. هیچ  کشوری نباید به زور در قانون اساسی و حکومت کشور دیگری دخالت کند
  6. هیچ دولتی که  با دولت دیگری در جنگ است نباید اجازه ارتکاب چنان اعمال جنگی ای را بدهد که اعتماد متقابل را در دوره صلح احتمالی آینده ناممکن سازد.

کانت با بررسی وضع طبیعی و وضع مدنی در میان انسانها و بیان وضعیتی مشابه آن میان دولت ها به ماده های سه گانه برای برقراری صلح ابدی می پردازد:

ماده 1 – قانون اساسی هرملتی باید جمهوری باشد. واین جمهوری بر سه پایه استوار است

اول – آزادی هر فرد جامعه به عنوان انسان

دوم – هرفرد وابسته به یک قانون عمومی -اساسی- و تابع آن است

سوم – هرفردی با دیگری برابرست- در برابرقانون-

ماده 2- حق ملت ها باید مبتنی بر فدراسیونی از کشورهای آزادباشد

ماده 3- حق جهان وطنی – جهان شهری – ، پذیرش بیگانگان در کشورهای دیگر.

کانت با طرح ایجاد فدراسیون جمهوری ها امید داشت تا بشر بتواند با فرهنگ پذیری وخردورزی و قانون گرایی و روشن اندیشی، درآینده دولتی فدرالی جهانی برقرارکند و ازاین رهگذر به صلح ابدی دست یابد.

در نزدیک به دویست وپنجاه سالی که از انتشار این نوشته کانت می گذرد جهان شاهد تشکیل جمهوری های بسیار و جنگ های ویرانگرو خانمان برانداز وفجایع فراوان بوده و آنچه بر بشر گذشته نشان می دهدکه هنوز تا ایجاد آن آرمانشهر راه درازی در پیش است.

کارل مارکس اندیشمند بزرگ سده نوزدهم ، با طرح و پیش بینی پایان یابی نظام سرمایه داری بر پایه مبارزه طبقاتی و جایگزینی مناسبات سرمایه داری بوسیله نظام سوسیالیستی، جهانی عادلانه و طبعا صلح یافته ای را نوید داد که نیروی بزرگی در بسیاری از کشور های جهان برای انجام آن به میدان آمدند.

در دو سده ی گذشته، انسان ها درمخالفت با جنگ و جنگ افروزی ساکت ننشستند وجنبش های پاسیفیستی در سده نوزدهم و بعدها جنبش طرفداران صلح در جهان که آماج اصلیش مبارزه برعلیه نظامی گری و جنگ افروزی بود آرام آرام درعرصه ی سیاسی کشورها کنشگر شد. جنبش صلح در دهه های 60 و 70 میلادی ازجمله با تظاهرات سالانه در بسیاری از کشورها چهره می نمود. در دوره ی جنگ ویتنام در افشای اقدامات جنگی آمریکا، بسیار فعال ودر دهه ی هشتاد همچنان در صحنه بود. در دهه ی نود اما از فعالیت هایش به شدت کاسته شد. با برسرکار آمدن نومحافظه کاران در آمریکا و آغاز جنگ آمریکا وناتو با عراق و اشغال آن در سال 2003 ، جنبش صلح دیگربار جان تازه ای گرفت و طرفداران صلح اگر چه با بسامدی کمتر دیگرباربه میدان آمدند. اما در دهه ی گذشته  این جنبش به محاق تعطیل رفت و با آنکه روند نظامی گری و جنگ افروزی شدت پذیرفت – که جنگ های لیبی و سوریه و یمن و ادامه ی درگیرها در افغانستان نشانگر آنند- اما جنبش صلح دیگر بار به میدان باز نگشت.

روند افزایش هزینه های نظامی و شدت یابی رقابت های استراتژیک و ژئوپلیتیک میان آمریکا و ناتو واتحادیه اروپا از یکسو و چین و روسیه وشاید بزودی هندوستان، ازدیگر سو نیازبه یک جنبش جهانی صلح نیرومند را از هرباره ضروری ترکرده است. جنبشی همانند جنبش حفظ محیط زیست که خوشبختانه در چند سال اخیر دامنه و نیرویی گسترده تریافته است . باید امیدوار بود و کوشید که طرفداران صلح وبرابری و مخالفان نظامی گری و جنگ طلبی و جنگ افروزی در سراسر جهان و بویژه منطقه خاورمیانه  که یکی از کانونهای اصلی این پدیده هاست با پایه ریزی و تقویت گروه ها و سازمان های هوادارصلح و کوشش در راستای نیرومندی جنبش صلح بتوانند گام های موثری درتقویت صلح جهانی بردارند.

مردم ایران به سبب سرکوب و استبداد رژیم ازداشتن نهادهای مدنی ضد جنگ و طرفدار صلح بی بهره اند، اما در دو قیام و خیزش گسترده توده ای در سال های 96 و 98، دلیرانه مخالفت جدی خود با نظامی گری حکومت اسلامی را در حرکت های گسترده ی خیابانی و شعارهای کوبنده شان به روشنی و البته به بهای گزاف مرگ و زندان و شکنجه نشان دادند.

شعارهایی چون :

سپاه جنایت می کند ، رهبر حمایت می کند

حکومت سپاهی ، نمی خواهیم ، نمی خواهیم

سپاه بی کفایت ،  مایه ننگ ملت.

این شعارها که ستون اصلی نظامی گری و جنگ افروزی حکومت اسلامی را نشانه گرفت، مضمون خواست و تمایل و علاقه بخش بزرگی از ایرانیان به جمع کردن بساط نظامیان جنگ طلب و جنگ افروز سرکوبگر و صلح جویی و صلح خواهی آنان را نشان داد.

مخالفت با استراتژی جمهوری اسلامی در زمینه ی دخالت نظامی در امور دیگر کشورهای منطقه  و صدور اسلامگرایی شیعی هم به روشنی در شعارهای قیام ایراینان در نزدیک به 200 شهردر سال های یادشده بازتاب یافت. شعارهایی چون:

نه غزه نه لبنان                جانم فدای ایران

فلسطین را رها کن           فکری به حال ما کن

پول های ما کجا میره        عراق، یمن، سوریه.

وجه نیرومند صلح خواهی قیام و خیزش های سال 96 و 98 چندان مورد توجه وتاکید و بررسی قرارنگرفته ودر زیر سایه ی جنبه های مخالفت های سیاسی و ضد استبدادی چشمگیر این حرکت های بزرگ مردمی پنهان مانده است. رویدادهای سال های گذشته نشان داد که  مردم ایران که هیچ امکان و ابزاری قانونی برای بیان دیدگاه های خود در ابراز مخالفت با سیاست های نظامی گرایانه و جنگ طلبانه و مداخله جویانه حکومت اسلامی و ولایت فقیه در اختیار ندارند با استفاده از مبارزات خیابانی در صف های میلیونی و با بهایی سنگین به بیان نظر می پردازند واین سیاست ها را محکوم وصرف هزینه های نظامی ده ها میلیارد دلاری حکومت  را برخلاف منافع ملی می دانند.  تلاشهای ایدئولوژیک و فرهنگی جمهوری اسلامی از آغاز جنگ بی سرانجام هشت ساله ایران وعراق برای قدسی سازی و مقدس جلوه دادن پدیده ی جنگ، -پدیده ای که یکی از بدترین و سخیف ترین فعالیت های انسان است – بسیارچشمگیر بود. این کوشش ها که با اسطوره سازی های مذهبی همراه بود درسالهای درگیری نظامی دودولت و حتی مدتی پس ازآن بر دیدگاه ها و روان بخشی از مردم ایران موثر افتاد وهمنوایی آنان با تبلیغات حکومتی را بهمراه داشت. اما اینک آن اسطوره سازی ها برای بسیاری ازایرانیان، بخشی ازآوازه گری های سیاسی ودروغ پرداری ها و سودورزی های فریب آمیز روزمره ی حکومتی است وجلوه ونمود دیگری ندارد. بی تردید اگرامکان آزادی بیان و آزادی نهادهای مدنی وجود می داشت بخش بزرگی از ایرانیان در نهادهای مدنی و روزنامه ها و تریبون های آزاد بر ضد نظامی گری و جنگ طلبی جمهوری اسلامی درصحنه می بودند و با یک  جنبش بزرگ و سراسری صلح  و مخالفت با نظامی گری و دخالت نظامی در دیگر کشور ها از سوی حکومت، سدی اساسی و قانونی برسر راه آن می ساختند، و رژیم را مجبور می کردند که میلیاردها دلار هزینه های بیهوده نظامی را صرف پیشرفت و آبادانی ایران و سرمایه گذاری در صنایع کلیدی مدرن و راهبردی و بهبودی گذران زندگی وآموزش فرزندان این سرزمین کند ومیهن ما را از تیررس تحریم ها و فشارهای کمرشکن  اقتصادی دور دارد. تحریم هایی که نه تنها گریبان مافیای حکومتی را می گیرد وآنان را از غارت و چپاول دلارهای نفتی محروم می سازد، بلکه تاثیرات مرگباری بر زندگی ده ها میلیون ایرانی قشرهای متوسط و پایین جامعه برجای می گذارد وفقر وبی چیزی و گرسنگی را به بیش از نیمی از جمعیت کشور تحمیل می کند.

بی تردید مردم ایران مخالفت همه سویه شان با سیاست های نظامی و جنگی جمهوری اسلامی و دخالت نظامی این رژیم درعراق و لبنان و سوریه ویمن و- شاید بزودی در افغانستان – را ادامه خواهند داد. دگرگونی های احتمالی در سیاست بین المللی آمریکا پس ازرفتن دونالد ترامپ از کاخ سفید شاید امکانی برای کاهش هرچند اندک تنش ها درجهان و منطقه ی پر آشوب خاورمیانه فراهم سازد. اگرچه با توجه به چالش های موجود درجهان چند قطبی کنونی انتظار چندانی برای کاهش هزینه های نظامی در جهان تا چه رسد به برقراری صلح پایدار نمی توان داشت. اما به رغم همه ی آنچه که امروز درجهان شاهدیم، باید برای کاهش هزینه های نظامی وخلع سلاح عمومی و جهانی عاری از سلاح هسته ای و برقراری صلح جهانی پایدار مبارزه کرد، باشد تا روزی این هزینه های هزارها میلیارد دلاری نه برای تولید جنگ افزار و نگهداری ارتش ها و جنگ میان دولت ها ونابودی انسان ها ، بلکه برای بهبود زندگی آدمیان و تامین کار وبهداشت و درمان و آموزش و رشد فرهنگ اختصاص یابد.

24.5.2021 برلین

 

No Comments

Comments are closed.

Share