0.1 درصد: امپراتوری میلیاردرها، اثر هانس یورگن کریسمانسکی
معرفی کتاب توسط ولفگانگ هتسر
برگردان: آرش برومند

14.05.2015


کریسمانسکی با اشاره به منبع های آمریکایی (ریچارد سنت)، یادآور می شود که سرمایه داری مدرن در گرایش بنیادی خود ضد دمکراتیک است و به یک «نمایش نرم و ظریف فاشیسم» می انجامد. با توجه به این مساله، نگارنده این نکته را پیشرفت مهمی به شمار می آورد که به وسیله جنبش هایی مانند «اشغال وال استریت» و «99 درصدی ها» در ذهن همه ما تفکراتی پایدار شده اند که دیگر نمی توان به دوره پیش از آن ها بازگشت. کریسمانسکی موفق شده است که پیش فرض های مجرد و مشخص و پیامدهای توزیعِ به صورت کریه نابرابر و در نتیجه به گونه ای تحمل ناپذیر ناعادلانه ی ثروت و درآمدها را با شور و اشتیاق شخصی و هشیاری علمی شرح و توضیح دهد.

 

Arasch_Rezension_Krysmanski

نگارنده این اثر به موجودات بیگانه فضایی (Aliens) می پردازد.  اگر در نظر داشته باشیم که هانس یورگن کریسمانسکی نماینده بسیار شناخته شده یک دانش معطوف به واقعیت است، این نکته خیلی عجیب به نظر می رسد. و در واقع نیز کتابی که در این جا معرفی می شود، هیچ ربطی به «تخیل علمی» ندارد. این کتاب به واقعیت می پردازد؛ آن هم واقعیت یک جامعه که بی اندازه نابرابر و زشت شده است. نگارنده به گروه کم شماری از انسان ها، یعنی «اَبَر ثروتمندان» می پردازد که در نهایت درباره شمار زیاد و غیر قابل پیش بینی از انسان ها و سرنوشت شان تصمیم می گیرند.

کریسمانسکی ابتدا این پرسش را دنبال می کند که آیا میلیاردرهای این دنیا نقش مشروعی بازی می کنند. او در پیش درآمد کتاب زیر عنوان جذاب «Eat the Rich» با توجه به نفوذ میلیاردرها به این نتیجه نگران کننده می رسد که احتمالا رییس جمهور آمریکا ارزان تر از یک کشتی تفریحی لوکس هفتاد متری است. اما او به حدس و گمان های مجادله آمیز بسنده نمی کند. کریسمانسکی با بررسی یک «میدان گسترده» از لحاظ تحلیلی این نظر را ارائه می کند، که دوران سرمایه به سر می رسد. او در طرح این نظر که «نخبگان» کسانی هستند که هیچ کس جرات نگارش جامعه شناسی شان را ندارد، سهم بسزایی دارد و تا کنون نیز اغلب حق با وی بوده است. او آشکارا جزو جسورانی است که گام در این راه گذارده اند. این پرسش مطرح می شود که دنیا متعلق به چه کسانی است. آیا طبقه ای وجود دارد که بر جهان حاکم است و این که امروزه سرمایه، در چه شکل از مالکیت در برابر ما قد برمی افرازد. پژوهش های او درباره  «تملک اروپا» از فعلیت برخوردارند. این پژوهش ها همچنین نشانگر تلاش برای پاسخ گویی به این پرسش اند که آیا انتگراسیون اروپا با تبدیل شدن به پروژه نخبگان روشنفکری به تباهی کشانده شده و بخش بزرگی از شهروندان و همچنین سیاست در بهترین حالت با بی تفاوتی و بی علاقگی به این پروژه برخورد می کند. در همین رابطه نشان داده می شود که در اروپا نیز ثروت «بی شرمانه ای» پدید آمده است. دورنماهای درخشانی در پیش رو نیست. با این که احتمال جنگ میان دولت ها کم تر شده، اما به دلیل توزیع نابرابر ثروت احتمال درگیری درون جامعه ها و انفجارهای پیاپی اجتماعی زیادتر شده است.

از جمله نزدیکی به نخبگان مالی، از لحاظ تجربی و اجتماعی، کماکان دشوار باقی خواهد ماند. این نکته از جمله به این دلیل تاسف آور است که کریسمانسکی با اشاره به منبع های آمریکایی (ریچارد سنت)، یادآور می شود که سرمایه داری مدرن در گرایش بنیادی خود ضد دمکراتیک است و به یک «نمایش نرم و ظریف فاشیسم» می انجامد. با توجه به این مساله، نگارنده این نکته را پیشرفت مهمی به شمار می آورد که به وسیله جنبش هایی مانند «اشغال وال استریت» و «99 درصدی ها» در ذهن همه ما تفکراتی پایدار شده اند که دیگر نمی توان به دوره پیش از آن ها بازگشت. از جمله این تفکرات می توان اندیشه نابرابری مفرط درآمدها در سطح ملی و جهانی و نفوذ مفرط پول بر همه شکل های سیاسی را برشمرد.

در همین رابطه به مساله «حاکم جدید» و شکل های ظهور انقلاب های آینده می پردازد که از دید او چاره ناپذیرند. چون مالکیت سرمایه داری خویشتن خویش را می بلعد و هنگامی که سرمایه داری بانگ یاری سر می دهد، کسی به یاری اش نمی شتابد. این جا سخن از خواست اندیشی یک فرد مبتلا به بلوغ دیر هنگام نیست، بلکه موضوع عبارت از پیامدهای منطقی از برآوردهای علمی است که نگارنده در آن ها به پدیده «امپراتوری های خصوصی میان سیاست زیستی (بیو پولیتیک) و زرسالاری» می پردازد.

افزون بر این کریسمانسکی پرده از جزییات شگفت انگیزی درباره صاحبان مشخص ثروت های افسانه ای مدرن برمی دارد. بر پایه مثال هایی مشخص نشان داده می شود که همه چیزهای خیال گونه ای که در «بحث ثروتمندان» به خاطر جدی نبودن شان غربال می شوند، نمی توانند موجب انحراف از واقعیت های سفت و سخت شوند. منظور، عبارت است از عملیات پولی – که از دید وی مستحکم ترین عملیاتی اند که ما در جامعه و در ارتباطات اجتماعی با آن روبروییم- تا همه شکل های موجود تبهکاری و جنایت. کریسمانسکی همچنین موفق می شود از یک چشم انداز فراگیر گونه های سرمایه داری را در مجموع خود قابل درک و فهم کند. برای او شمار فزاینده اَبَرثروتمندان نه تنها نشانه ای برای از هم پاشیدن کنترل های دولتی و دمکراتیک است، بلکه همچنین نشانه توانایی گشتارِ خود مالکیت خصوصی سرمایه داری است.

با این فرآیندها انزوای اَبَرسرمایه داران، یعنی فاصله آنان با 99,9 درصد باقی نیز رشد می کند. به این ترتیب بی ثباتی و منسوخی سرمایه نیز امری دست یافتنی می شود.

کریسمانسکی تصویرهای گیرایی از این محیط، از جمله بازار اسلحه و بازارهای مالی ارائه می دهد و به فرآیندهایی مانند «سیاره ای شدن» و «کوچ نشین شدن» می پردازد. در فصل پایانی کتاب او این پرسش به ظاهر ضد و نقیض را مطرح می کند که آیا میلیاردرها بر سرمایه غلبه خواهند کرد؟ نگارنده برای میلیاردرها و دنباله روان شان، توانایی تکفیک نیروی خود گسترنده سرمایه های شان را – بدون اتکای به مدیران UBS و Merril Lynch – قایل می شود. به عبارت دیگر، اَبَرثروتمندان از پس هرج و مرج در پیش رو نیز به خوبی برخواهند آمد. بر این اساس کریسمانسکی به تشریح دنیایی در بینابین «فئودالی شدن مجدد و پوچ ستان» می پردازد. از دید او می توان شاهد افزایش نشانه هایی از یک سقوط – مرتبط با فرآیند جهانی شدن- در وضعیتی قابل مقایسه با هرج و مرج دوران های ماقبل سرمایه داری بود.

چنین به نظر می رسد که سقوط آزاد دمکراسی به سوی بناپارتیسم آغاز شده است. در این رابطه گذر به «تبهکاری های بزرگ» بسیار نگران کننده تر ارزیابی می شود. «سخن پایانی» این اثر دارای عنوان «Avanti Dilettanti (2029)» است. از جمله تزهای مطرح شده در آن بخش این اندیشه است که تحت شرایط فن آوری  مدرن ارتباطاتی و اطلاعاتی، شکل معینی از خصوصی بودن اشرافی- بورژوایی محو می شود. این وضعیت که همه چیز در دستان عده کم شمار و هیچ چیزی در دستان پرشمار نباشد، ناممکن می شود.

کریسمانسکی موفق شده است که پیش فرض های مجرد و مشخص و پیامدهای توزیعِ به صورت کریه نابرابر و در نتیجه به گونه ای تحمل ناپذیر ناعادلانه ی ثروت و درآمدها را با شور و اشتیاق شخصی و هشیاری علمی شرح و توضیح دهد. از این لحاظ کتاب او بخشی از جای خالی چیزی را پر می کند که به خاطر آن یک ائتلاف معقولانه و کارآمد میان بخش های مختلف جامعه بورژوایی هنوز نتوانسته است شکل بگیرد. اکنون زمان تشکیل چنین ائتلافی فرارسیده است.

دست کم از اثر کریسمانسکی می توان اشاره هایی را دریافت که چه وضعیتی در انتظار صلح داخلی و بیرونی در درون و بیرون اروپا است. پس از خواندن این مطلب دیگر نمی توان به رفتارهای جاافتاده بزدلانه (نظیر این که «من از این مساله خبر نداشتم. من خواهان چنین وضعیتی نبودم») با وجدان آسوده ادامه داد. در رابطه با این کتاب، به سادگی می توان گفت: بخرید! بخوانید! بحث کنید! عمل کنید!

No Comments

Comments are closed.