first page

بازگشت به صفحه پیش

کارگران جهان و جنبش اتحادیه های کارگری در سده بیست و یکم

برگردان: شاملو

            بیش از دو سده از تشکیل اولین اتحادیه کارگری که در سال 1790 میلادی و تقریبا یک سده و نیم از تشکیل انجمن جهانی زحمتکشان در سال 1864 میلادی می گذرد. کارگران و جنبش های سندیکایی راه درازی را پیموده و در راه هموار کردن این مسیر به موفقیت های قابل توجه و نتیجه های بسیار خوبی دست یافته اند.

            اولین و در درجه نخست موضوعی که پیدایش سازمان های اتحادیه کارگری بهمراه داشت عبارت بود از نقش یک طبقه جدید اجتماعی جوان به نام طبقه کارگر که بطور سریع وارد زندگی اجتماعی سیاسی شده بود.

            علاوه بر این، درک جدیدی در میان مردم شکل گرفت. تا سده هیجدهم بیشتر مردم تحولات اجتماعی را در وجود شاهان و ملکه ها و خدایان و ارواح می انگاشتند. اما از آن پس تحولات اجتماعی در نقش وسیع توده ها و شرکت آنها در مسایل اجتماعی انگاشته شد. این فهم و درک جدید بطور وسیعی تاثیر خود را در راه تاریخ بشری در سده های نوزده و بیست به همراه داشت.

            این راه مشکلات غیر قابل تصوری را برای تاریخ انسانی به همراه داشته است. جنبش اتحادیه های کارگری از سال 1790 تا کنون موفقیت ها و پیروزی ها و نیز ضعف ها، عقب نشینی ها و اشتباهاتی را بهمراه داشته است.

            این تجربیات غنی و باشکوه تاریخی در وجود و نقش کنفدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری متبلور می شود. تشکیل فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری در سوم اکتبر سال 1945 خود یکی از پیروزی های جنبش اتحادیه های کارگری و دستاورد والایی برای طبقه کارگر جهانی بود.

            این خود یک گام کیفی تازه و اولین اقدام جدی و استوار به قصد اتحاد و همکاری های جهانی پرولتاریا بر ضد فاشیسم و تسلط و چیرگی سرمایه و امپریالیسم بود. قدرت ، تحرک و پویایی و نفوذ، فدراسیون جهانی اتحادیه کارگران را بر آن داشت تا نقش عمده ای در مقابل قدرت هایی چون ایالات متحد آمریکا، انگلستان و سرمایه داری در تمام جهان ایفا کند. به همین دلیل کارزاری از طرف کشورهای نامبرده برای تحلیل بردن و نابودی اعضای نوپای اتحادیه جهانی کارگران شکل گرفت.

            تاریخ شصت و دو ساله اخیر جنبش کارگری بخوبی گواه این تلاش ها است. کتاب های بسیاری در این رابطه به چاپ رسیده و مدارک غیر قابل انکاری در این رابطه وجود دارد. هزاران نفر از رهبران و پیشکسوتان تاریخ معاصر جنبش کارگری هنوز در قید حیات می باشند و هیچکس نمی تواند منکر نقش آنها در جنبش جهانی اتحادیه های کارگری [«در راه بهبود زندگی طبقه کارگر جهانی، صلح و عدالت اجتماعی». مترجم] باشد.

            در مدت این 62 سال فعالیت، فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگران هرگز طرف انحصارات سرمایه داری جهانی و شرکت های چند ملیتی، بورژوازی و کشورهای امپریالیستی نبوده، و در مبارزات خود علیه آنها نقش بی طرفانه ای را اتخاذ نکرده است. و در این کارزار مبارزاتی همیشه در کنار کارگران برای دستیابی به حقوق ابتدایی و آزادی آنها از بند سرمایه داری در سراسر جهان بوده است.

·         فدراسیون جهانی اتحادیه کارگران همیشه درکنار نیروهایی بوده که در مبارزات خود برای صلح، پیشرفت، و نابودی استثمار فرد از فرد رزمیده اند.

·         فدراسیون جهانی اتحادیه کارگران نقش بسیار مهمی در رابطه با جنبش های کارگری در آسیا- اقیانوسیه، آفریقا، اروپا، آمریکای لاتین و خاورمیانه داشته است.

·         در طول این 62 سال در مبارزات فدراسیون جهانی اتحادیه کارگران غفلت و اشتباهاتی نیز بوده ولی اینها به هر حال از نقش مثبت این فدراسیون جهانی نمی کاهد.

·         ما به این تاریخ (مبارزات) خود مفتخریم و از پیروزی ها و موفقیت های مان به همان نحو که از اشتباهات مان در این دوران آموخته ایم، می آموزیم.

           

در حال حاضر و در آغاز سده بیست و یکم، جابجایی هایی در رابطه با توازن نیروهای جهانی صورت گرفته است. این جابجایی ها برتری جدی را از آن نیروهای سرمایه کرده است که بهای آن را طبقه کارگر می پردازد.

 

            این قدرت و سلطه موقت سرمایه، به سلطه سرمایه داری و استثمار علیه مردم و کشورهای دیگر شدت می بخشد و ثروتی را که طبقه کارگر این کشورها از دسترنج خود تولید می کند به جیب یک مشت چپاولگر در سراسر جهان می ریزد.

            توسعه علم و فن آوری در تمام زمینه ها، استفاده سریع از فن آوری های جدید در تولید و گسترش آنها، سود سرشاری را از آن شرکت های چند ملیتی می کند. در صورتی که در یک جامعه بدون استثمار فرد از فرد فن آوری جدید از دستاوردهای انسانی محسوب می شود. و این دستاوردهای انسانی در خدمت مردم می باشد و کیفیت بالای فن آوری منجر به ساعات کار کمتر و درآمد بیشتر و برخورداری از محیط بهداشتی و شرایط ایمنی کار و وقت آزاد بیشتر و موقعیت های آموزشی، فرهنگ، تحصیل و بیمه های درمانی بهتر خواهد شد و تمام این شرایط برخورداری از یک زندگی انسانی و عمر بیشتر کارگران را به همراه خواهد داشت.

            اما در شرایط کنونی زندگی کارگران نه تنها فاقد همه شرایطی است که در بالا از آنها نام برده شد، استثمار شدت بیشتری گرفته و دسترنج کارگران به جیب یک عده معدود در سراسر جهان سرازیر می شود. صد و پانزده میلیون کودک بیسوادند، در هر 6/3 ثانیه یک کودک می میرد، در شهر نیو اورلین آمریکا1577 بر اثر فقر جان می سپرند، بیش از 30 میلیون نفر در کشورهای اتحادیه اروپا بیکارند، و طبق آخرین آمار سازمان یونسکو بیش از 921 میلیون نفر در شرایط سخت معیشتی بسر می برند.

            این است یک تصویر واضع و گویا از کشورهای سرمایه داری؛ صرفنظر از اینکه در این کشورها، نولیبرال های محافظه کار و یا سوسیال دمکرات ها قدرت را در دست دارند.

            در آغاز سده بیست و یکم شاهد پدیدار شدن سیاست های استعماری جدیدی که عوامل و شخصیت های خاص خود را دارا می باشد، هستیم. فشارهای شدید آمریکا در آفریقا و بسیاری از کشورهای دیگر تاییدی بر این ارزیابی های ما می باشد. فشارهای دولت آمریکا بر کشورهای آمریکای لاتین نیز دلیل دیگری بر درستی ارزیابی های ما [فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری. م] می باشد.

            دولت ایالات متحد آمریکا نگران توسعه شدید در جمهوری خلق چین است. در کشورهای سوسیالیستی سابق اروپایی کارگران در شرایط فئودالی به کار مشغولند. نژادپرستی و تبعیض نژادی،   نئوفاشیسم، وحشت و بیم از نیروهای بیگانه (بدلیل شرایط کار طاقت فرسا و مزد کم نیروهای کارگری مهاجر در مقابل کار مساوی با نیروهای کارگری محلی) بتدریج پدیدار می گردد! شورش و طغیان مهاجرین در فرانسه و آمریکا تاییدی بر درستی ارزیابی های ما از شرایط موجود می باشد.

            در سده حاضر که در آن بسر می بریم، فروپاشی سال های 1991-1989 باعث اتحاد و همبستگی نیروهای جدیدی در پهنه سیاست های جهانی به سرکردگی قدرت مطلق ایالات متحد آمریکا شد. اگر چه ما معتقد هستیم که این قدرت مطلق موقتی خواهد بود، در عین حال معتقدیم که نیروهای چپاولگر باعث:

  1. بروز جنگ شده
  2. بهم ریختگی مرزهای بین کشورها و چند پاره شدن آنها شده
  3. پناهندگی میلیون ها نفر و کشته شدن مردم بیگناه شده
  4. پایمال کردن و زیر پا گذاشتن استقلال داخلی و حاکمیت ملی مبنی بر استقلال اقتصادی و سیاسی دیگر کشورها و به بردگی کشیدن مردم آنها شده
  5. چرخش سیاست های سازمان ملل و سرپوش گذاشتن بر سیاست های غیرقانونی آمریکا و انگلیس و دیگر متحدان آنها شده؛ اطلاعات موثق و غیر قابل انکار حاکی از آن است که جنگ های اخیر کشورهای امپریالیستی موجب آن شده است که 5/8 میلیون نفر پناهنده و 21 میلیون نفر دیگر از مردم از کشورهای  خود مهاجرت و در محل هایی زندگی کنند که خارج از مرزهای کشورشان بوده است.
  6. پیش بردن تمام این سیاست های امپریالیستی زیر پوشش مبارزه با تروریسم شده
  7. محدودیت فعالیت های دمکراتیک اتحادیه های کارگری در دفاع از منافع زحمتکشان و محدودیت آزادی های مردم شده
  8. تهدید مردم کشورها و دولت های شان شده
  9. تلاش برای کنترل مردم و تحمیل کردن خواست های غیر دمکراتیک به آنها توسط نیروهای حافظ قدرت و تمامیت خواه امپریالیستی شده
  10. وارونه انگاشتن حقایق موجود و گسترش اخبار دروغ و تحمیق توده های وسیع مردم از طریق توسل به افترا، تهمت، دروغ توسط نیروهای حافظ قدرت و تمامیت خواه امپریالیستی و سعی آنها در تمرکز بیشتر چپاول و غارت و سود شده

 

انحصارات مالی جهانی و سیستم بانک جهانی از مکانیزم هایی هستند که با سیاست های موجود خود دلیل اصلی بحران ها و مشکلات برای مردم می باشند.

 

 

برنامه های کنونی فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری

فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری عمیقا معتقد به مفاد زیرین می باشد و حق خود می داند که در راه دستیابی به آنها به مبارزات خود ادامه دهد:

  1. برسمیت شناختن حق خود در راه تغییر و توازن نیروها و قدرت در جهان
  2. برسمیت شناختن حق خود در راه تغییر شرایط موجود بنفع طبقه کارگر و احتیاجات آنها متناسب با استانداردهای زندگی انسانی. و اما تا زمان تغییرات و دستیابی به خواست های برحق خود قوانین اصلی (غیر انسانی) سرمایه داری بجای خود باقی است. این قوانین غیر انسانی سرمایه داری در جملات زیر خلاصه می شود:
    • طبقه کارگر تولید ثروت می کند، اما این ثروت متعلق به سرمایه داری است.
      بنابراین رویهم رفته در مقابل تصویری که از اوضاع موجود داده شد، وظایف زیر در مقابل فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری قرار می گیرد:

      1. چه نوع اتحادیه کارگری طبقه کارگر احتیاج دارد؟
      2. چه نوع استراتژی و تاکتیک باید بکار گرفته شود؟
      3. چه چیزهایی را باید کنار گذاشت و از چه چیزهایی باید پشتیبانی کرد؟
      4. چه تفاوت هایی در تئوری های اقتصاد کنونی جهان با تئوری های اقتصادی 150 سال پیش در دوران آغازین مبارزات فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری وجود دارد؟ چه تازگی هایی وجود دارد؟
      5. آیا باید قضاوت در مورد اتحادیه کارگری بر اساس ادعاها باشد و یا بر پایه کنش ها و واکنش های آنان؟

 

رهبری جدید فدراسیون جهانی اتحادیه کارگران با اتخاذ روش های جدید که بر پایه تصمیمات گرفته شده در پانزدهمین کنگره جهانی اتحادیه های کارگری که در دسامبر سال 2005 در کوبا برگزار گردید و در جمع بندی نهایی به نام توافقنامه هاوانا نام گرفت به راه خود ادامه می دهد.

در سال 2006 توافقنامه هاوانا و اصول مندرج و خواسته های متناسب با دوران جدید بین مهمانان افتخاری و سازمان های دولتی و افرادی از جنبش جهانی اتحادیه کارگران در نشست های متعددی که بوسیله رهبری فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری صورت گرفت مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. نتیجه گرفته شده از این نشست ها و توافقنامه هاوانا فهرستی است از 10 خواست عمده که فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری برای خود برگزیده که در راه بدست آوردن آنها مبارزات خود را شکل می دهد. هیچکدام از این 10 درخواست تفوقی بر دیگری ندارد و فدراسیون جهانی اتحادیه کارگران هر یک از این ده اولویت مطرح شده را بعنوان یک برنامه برای خود تلقی می کند.

 

ده اولویت کنونی در پیش روی فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری

 

1.               برای اینکه کارگران و جنبش اتحادیه کارگران قادر باشند خواست های دوران معاصر طبقه کارگر را بدرستی ابراز بدارند، باید از اصول مبارزات طبقاتی شناخت بدست آورده و گرایش های ستیز طبقاتی را بیاموزند. مطالعه تاریخی جنبش های کارگری در 200 سال گذشته ثابت کرده است که هر آنچه را که طبقه کارگر جهانی بدست آورده است از راه مبارزه مستمر خود بوده است. در هیچ جای جهان نه کارفرمایان و نه دولت های سرمایه داری هرگز بطور داوطلبانه در راه حل مشکلات طبقه کارگر پا پیش نگذاشته اند. طبقه کارگر و جنبش اتحادیه های کارگری، در راه گسترش یک جنبش وسیع توده ای می کوشد و خواهان یک سازمان ملل بی طرف و مستقل از قدرت های روی کره زمین است.

2.               فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری بطور صریح بر این باور است که سازمان های اتحادیه های کارگری نباید هیچگونه وابستگی به انحصارات سرمایه داری و شرکت های چند ملیتی داشته باشد. ما در جامعه هایی زندگی می کنیم که به طبقه های مختلفی تقسیم شده اند، اتحادیه های کارگری نماینده واقعی طبقه کارگر دوران معاصر خود می باشند و هدف شان ایجاد ائتلاف و همبستگی گسترده ای با لایه های وابسته به توده های مردم می باشد. جنبش اتحادیه های کارگری باید در خدمت این لایه های وابسته به توده مردمی باشد، از نظر مالی استقلال خود را داشته باشد و وابسته به هیچ نهاد پنهانی و غیر مردمی نباشد.

3.               در حال حاضر مانع عمده ای در رابطه با آزادی های دمکراتیک اتحادیه های کارگری بخاطر برخورد خشن دولت ها علیه کارگران وجود دارد. از آن جمله اند برخورد علیه اعتصاب کنندگان در کره جنوبی، برخورد شدید دولت مکزیک علیه اعتصاب معلمان، برخورد وحشیانه دولت کلمبیا علیه مبارزات اتحادیه های کارگری و تظاهرات در اروپا علیه سیستم های مدرن کنترل و تهدید کارگران ساختمانی در استرالیا و هزاران حقیقت غیر قابل انکار دیگر. فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری زنگ خطر را برای مردم مترقی در مورد حقوق بشر که چندی است  به بهانه مبارزه علیه تروریسم مورد یورش دولت های آمریکا و انگلستان و دیگر وابستگان آنها قرار گرفته بصدا در می آورد. مبارزه برای دمکراسی و آزادی فعالیت اتحادیه های کارگری استوار و همچنان محکم و پابرجاست.

4.               در دوران وحشی گری های امپریالیستی، مبارزه در راه صلح هدف اصلی اتحادیه های کارگری کشورهای آسیایی و شرق آسیا می باشد. اولین قربانیان تجاوزات آمریکا و وابستگان نظامی آن در ناتو، طبقه کارگر و قشرهای مترقی و نیروهای مردمی درون این کشورها می باشند که در میدان های جنگ و محل سکونت شخصی و محل کار کشته می شوند، و تحت سخت ترین شرایط زندگی می کنند و به این بهانه که در دوران سازندگی پس از جنگ بسر می بریم، مورد استثمار قرار می گیرند. این صلح جهانی است که به نفع تمام مردم کشورهای در حال توسعه است. بنابراین فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری اعتقاد مبرمی به توسعه و راه اندازی یک جنبش گسترده ضد جنگ و جهانی شدن اتحاد طبقه کارگر، بعنوان نکته های کلیدی برای جنبش مبارزاتی با دیدگاهی غنی و پر محتوا دارد. فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری بدون استثنا خواهان لغو و نابودی تسلیحات اتمی تمام کشورهای دارنده این گونه سلاح ها می باشد.

5.               تمام بشریت مترقی در طی سالیان گذشته به این نتیجه رسیده است که همبستگی نامیمون و غیرانسانی برخی از کشورها و تسلط آنها بر سازمان های بین المللی از جمله سازمان ملل متحد موجب قانونی جلوه دادن تجاوزات و اعمال غیرقانونی ایالات متحد آمریکا شده است. که این خود یک نمود منفی می باشد. جنبش اتحادیه های کارگران و زحمتکشان در راه تشکیل یک جنبش توده ای خواهان یک سازمان ملل متحد عادل، منصف و مستقل از تمام قدرت ها می کوشد. دوران معاصر ما نیاز به اینگونه سازمان های بین المللی دارد.

6.               رهبران فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری بر اساس ارزیابی های جدید به این مهم دست یافته اند که اتحادیه های کارگری احتیاج به برخورداری از یک جبهه پایدار علیه کاغذبازی های اداری و نخبگان وابسته به آن دارد تا از این راه با اعتماد سازی دوباره به قدرت واقعی خود دست یابد. تاریخ به ما می آموزد که رعایت اصول مشارکت جمعی، انتقاد و عملکرد دمکراتیک درون سازمانی سهم بسزایی در روند کمک به جنبش کارگری داشته است. رهبران اتحادیه های کارگری باید دارای شخصیتی مردمی و در کنار مردم و با مردم باشند، عشق به طبقه کارگر در وجود آنها شعله ور باشد و نه آنکه خود به ثروتمندان و هم پیمانان سرمایه داری متعلق باشند. رهبران اتحادیه های کارگری باید در راه آموزش و آگاهی نیروهای جوان کارگری به اصول و مبانی و ارزش های جنبش کارگری کوشا باشند. آنها یعنی رهبران باید احترام فراوانی به اصول و مبانی اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری و همچنین احترام فراوانی به کارگران بگذارند.

7.               ما در سده علم و آگاهی و اطلاعات بسر می بریم. شرکت های چند ملیتی سعی بر آن دارند تا این علم و آگاهی ها و اطلاعات را به شکل انحصاری در اختیار کادرها و مدیران خود داشته باشند. بنابراین، ضرورت برای کارگران ایجاب می کند که دسترسی به این آگاهی ها (فرهنگ و آموزش) را حق مسلم خود دانسته و بیش از هر زمان دیگر در راه آموختن آنها کوشا باشند. در همین چارچوب آموزش و پرورش اتحادیه های کارگری از طریق سمینارها، آموزشگاه ها، گردهمایی ها و مدارس عالی تدارک دیده شده که قابل استفاده برای کارگران می باشد. پژوهش های علمی از ابزار ضروری در این راه می باشد. آموزش هایی از این دست برتری بالایی را نصیب جنبش اتحادیه های کارگری کرده و این خود خطابی است به جوانان، زنان، روشنفکران کارگری، مهاجرین اقتصادی که به اتحادیه های کارگری می پیوندند. این یک ضرورت است که اعضای جدید اتحادیه های کارگری از تحصیلات و فرهنگ غنی برخوردار و روشنفکران بلند پایه باشند.

8.               فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگران در راه اعتلای سطح زندگی کارگران برای حل مسایل اقتصادی، در راه امنیت اجتماعی و خواست های بحق آنان، که شکل گرفته بر اساس دوران و احتیاجات آنها درحد مکان و زمان است، مبارزه می کند. تلاش ما در راه شرکت تمامی کارگران در اتحادیه های کارگری و همچنین در راه تاسیس و فعالیت آزاد سازمان های اتحادیه های کارگری در تمام کشورها می باشد. همزمان و بر طبق آنچه در اساسنامه فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری آمده است، سازمان های ما (اتحادیه های کارگری) در راه نابودی استثمار فرد از فرد مبارزه کرده و خواهند کرد.
این عوامل کیفی عزم راسخی را از آن مبارزات طبقه کارگر می کند و از آنها یک نیروی تاریخی بالنده و فعال می سازد که در راه ساختمان جامعه ای عاری از بی عدالتی های اجتماعی، جامعه ای بدون جنگ و در راه آزادی و دمکراسی با برخورداری از حق علم، آگاهی و بصیرت و رسانه های جمعی دمکراتیک رهنمون خواهد شد.

9.               فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری علیه فرهنگ امپریالیستی که هدفش تحریف تاریخ و بی احترامی به سنت های ملی و خصوصیت های برجسته هر یک از ملت ها و تلقین روش زندگی آمریکایی (بخوانید بی بند و باری. م)  از طریق تبلیغات چند سویه است، مبارزه می کند. هر ملتی، کشوری و هر یک از جنبش های اتحادیه های کارگری تاریخ متعلق بخود و مشخصه های خود را دارا می باشد. فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگران احترام و ارزش ویژه ای برای این مشخصه های فرهنگی تاریخی قایل است. و از جوانان خواستار مطالعه درباره تاریخ و فرهنگ بومی ملت های خود می باشد.

10.            فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری در پانزدهمین کنگره خود درخواست جدیدی را به کنگره اعلام و آمادگی خود را در راه همکاری و عمل، همراه با دیگر سازمان های جهانی اتحادیه های کارگری، (شاخه های منطقه ای اتحادیه های کارگری) صرفنظر از بینش در زندگی و تفاوت در بینش های سیاسی در راه ترقی و پیشرفت طبقه کارگر جهانی و منافع آنها اعلام کرده است.

 

تنها معیار برای فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری در هر یک از موارد همکاری ، برابری، احترام متقابل و قبول تفاوت های یکدیگر و نقش متقابل در هدف های اتحادیه می باشد. امروز فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری دشمن خود را در چهره سرمایه و امپریالیست ها می بیند.

اصول پایه ای فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری در این بوده و هست:

ترویج اتحاد تمام کارگران بدون در نظر گرفتن ایدئولوژی، مذهب، رنگ، زبان و جنسیت. این اتحاد باید در راه ترقی و بالا بردن روحیه رزمندگی و صف آرایی نیروهای وسیعی از اتحادیه های کارگری باشد، به نحوی که مبارزه علیه سرمایه پر حجم تر و از اثرگذاری بالایی برخوردار باشد. این نبرد و پیکاری متحد، همراه با کشاورزان فقیر و کسانی که زمین در اختیار ندارند، پیشه وران، گروه های مردم که حس مسئولیت کرده و نگران حال و آینده جهانی هستند که در آن زندگی می کنند و می خواهند از یک زندگی انسانی برخوردار باشند، است.

ما در عصر جهانی شدن زندگی می کنیم، عصری که عوامل نولیبرالیسم بر آن تسلط دارند و قدرت بلامنازع در دست یک عده معدود قرار گرفته است. تعادل بین المللی نیروها در عرصه جهانی بهم خورده و ما باورمندیم که این روند موقتی خواهد بود. بیایید با تلاش با یکدیگر بر ضد این نوع جهانی شدن با اتحاد جهانی خود مبارزه کنیم.

فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری با 62 سال تجربه و فعالیت و با تجدید نظر در روش و صف آرایی جدید امیدوار به استقرار طبقه کارگری جهانی و جنبش اتحادیه های کارگری است.