نوروزتان پیروز

20.03.2021

سال 1400 در شرایطی فرامی رسد که صدها مبارز آزادیخواه و عدالتجو در زندان ها و یا تبعیدگاه ها به سر می برند، سفره زحمتکشان ایران خالی است، فقر و بیکاری و بیماری همه گیر و بی دورنمایی گریبان اکثریت هم میهنان مان را می فشرد، زنان ایران به شدت زیر فشار و تبعیض های چندگانه قرار دارند، قلم ها شکسته می شوند، سازمان های مردم نهاد ممنوع شده، اعتراضات حق طلبانه مردم به خشن ترین شکل به خون کشیده می شوند، رانت خواران حکومتی و دین سالاران گرم چپاول کشورند و با ماجراجویی های اتمی و منطقه ای خود، کیان کشور و تمامیت ارضی آن را به خطر انداخته اند. در یک کلام بهار 1400 در شرایطی فرامی رسد که نظام جمهوری اسلامی در کار سرکوب بی وقفه و نمایش قدرت است. اما از سویی دیگر نیز آتشفشان مبارزات زحمتکشان ایران است که خاموشی نمی گیرد.

گسترش مبارزات مدنی و رشد هوش اجتماعی و ژرفش خرد جمعی مردم ایران آن چیزی است که خواب از چشم قدرتمندان حاکم ربوده و چشم اندازهای روشنی از آینده ایرانی آزاد، مستقل، آباد و برخوردار از عدالت اجتماعی ارائه می کند. چنین عاملی نوید بخش بهار دل ها و جان ها است.

بهارا تلخ منشین ! خیز و پیش آی
گره وا کن ز ابرو ، چهره بگشای
بهارا خیز و زان ابر سبکرو
بزن آبی بروی سبزه نو
سرو رویی به سرو و یاسمن بخش
نوایی نو به مرغان چمن بخش
بر آر از آستین دست گل افشان
گلی بر دامن این سبزه بنشان

 

بهارا ، بنگر این کوه و در و دشت
که از خون جوانان لاله گون گشت
بهارا ، دامن افشان کن ز گلبن
مزار کشتگان را غرق گل کن

بهارا از گل و می آتشی ساز
پلاس درد و غم در آتش انداز
بهارا زنده مانی زندگی بخش
به فروردین ما فرخندگی بخش
هنوز اینجا جوانی دلنشین است
هنوز اینجا نفسها آتشین است
مگو کاین سرزمینی شوره زار است
چو فردا در رسد ، رشک بهار است
بهارا باش کاین خون گل آلود
برآرد 
سرخ گل چون آتش از دود
بهارا ، شاد بنشین ، شاد بخرام
بده کام گل و بستان ز گل کام
اگر خود عمر باشد ، سر برآریم
دل و جان در هوای هم گماریم  

میان خون و آتش ره گشاییم
ازین موج و ازین طوفان برآییم

دگربارت چو بینم ، شاد بینم 

سرت سبز و دلت آباد بینم
به نوروز دگر ، هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار

(ه. ا. سایه)

No Comments

Comments are closed.

Share