نوروزتان مبارک باد و پیروز

20.03.2020

سالی که گذشت، سال نمایش ورشکستگی و آشکار شدن بن بست حکومت اسلامی در اداره کشور بود. هزاران هزار انسان در نتیجه سیاست های حکومت دچار بیماری همه گیر شده، میلیون ها انسان با فقر و گرسنگی و بیکاری دست و پنجه نرم می کنند، چرخ های اقتصاد کشور به دلیل بی تدبیری ولایت فقیه از حرکت بازایستاده، کشور ما به دلیل بلندپروازی های منطقه ای رژیم بارها در آستانه جنگ قرار گرفته، بسیاری از مردم برای حفظ بساط ظلم و ستم در پای بارگاه ولایت فقیه قربانی شده اند؛ صدای غل و زنجیر به دست و پای اندیشه شب و روز بگوش می رسد؛ طنین شکستن قلم ها گوش آزار است و سرداران جهل و خرافات در کار کشتن شادی، هنر، شادابی و هر آنچه اند که رنگ و بوی زندگی دارد…

 

 

سالی که گذشت، سال نمایش ورشکستگی و آشکار شدن بن بست حکومت اسلامی در اداره کشور بود. هزاران هزار انسان در نتیجه سیاست های حکومت دچار بیماری همه گیر شده، میلیون ها انسان با فقر و گرسنگی و بیکاری دست و پنجه نرم می کنند، چرخ های اقتصاد کشور به دلیل بی تدبیری ولایت فقیه از حرکت بازایستاده، کشور ما به دلیل بلندپروازی های منطقه ای رژیم بارها در آستانه جنگ قرار گرفته، بسیاری از مردم برای حفظ بساط ظلم و ستم در پای بارگاه ولایت فقیه قربانی شده اند؛ صدای غل و زنجیر به دست و پای اندیشه شب و روز بگوش می رسد؛ طنین شکستن قلم ها گوش آزار است و سرداران جهل و خرافات در کار کشتن شادی، هنر، شادابی و هر آنچه اند که رنگ و بوی زندگی دارد…

اما این کشتزار پر برکت و حاصلخیز که نامش ایران است، در طول تاریخ علیرغم توفان های زیادی که از سر گذرانده، هیچگاه سترون نشده است. اینک در بهاری دیگر، گلستان میهن ما باز در کار شکفتن، بالیدن و به بار نشستن است. به امید آنکه نوروز 1399 مژده آور آزادی و دمکراسی برای میهن مان باشد.

بهار می‌شود!

یکی دو روز دیگر از پگاه

چو چشم باز می‌کنی

زمانه زیر و رو

زمینه پرنگار می‌شود

***

زمین شکاف می‌خورد

به دشت سبزه می‌زند

هر آنچه مانده بود زیر خاک

هر آنچه خفته بود زیر برف

جوان و شسته رفته آشکار می‌شود

***

به تاج کوه

زگرمی‌ نگاه آفتاب

بلور برف آب می‌شود

***

دهان دره‌ها

پر از سرود چشمه سار می‌شود

***

نسیم هرزه پو

ز روی لاله‌های کوه

کنار لانه‌های کبک

فراز خارهای هفت رنگ

نفس زنان و خسته می‌رسد

غریق موج کشتزار می‌شود

گروه گله‌های ابر

ز هر کناره می‌رسد

به هر کرانه می‌دود

به روی جلگه‌ها غبار می‌شود

***

در این بهار آه …!

چه یادها

چه حرف‌های نا تمام

دل پر آرزو

چو شاخ پر شکوفه باردار می‌شود

***

نگار من

امید نوبهار من

لبی به خنده باز کن

ببین چگونه از گلی

خزان باغ ما بهار می‌شود

(سیاوش کسرایی)

No Comments

Comments are closed.

Share